عناوین این صفحه
کد خبر: ۱۱۸۶۱۸

شهروندان و دیدن وضعیت امروز

رضا صادقیان

فهم و تحلیل‌ پدیده‌های دنیای امروز براساس زاویه نگاه مخاطبان، نویسندگان و تحلیل‌گران شکل و ترسیم می‌شود. 
در میان تحلیل‌های سیاسی،  اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می‌توان سراغ از زوایه‌های مختلف، متفاوت و متضاد دیدگاه نویسندگان درباره رویدادی مشخص را گرفت. به عنوان مثال؛ افرادی که دایم سخن از بهبود وضعیت اقتصادی می‌زنند به یقین کارکردهای دولتی پیش‌رو را به عنوان بزرگترین بنگاه اقتصادی کشور می‌نگرند. تمرکز چنین افرادی به سیاست‌گذاری‌ها، بخشنامه‌ها و دستورات دولت‌مردان و مرتبط دانستن سیاست‌های گذشته و شرایط امروز است، از همین‌رو وقوع هر رویداد را به حساب کارگزاران دولت می‌نویسند. بنابراین  اگر تمام کنش‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را از چنین زاویه‌ای بنگریم در نهایت به این نقطه می‌رسیم که سایر واکنش‌های بروز یافته در فضاهای مختلف را به ساختار کلان دولت مربوط کنیم. در این نگرش کمتر جایی برای بررسی نقش سایر نهادها در نظر گرفته می‌شود.
شماری از تحلیگران بدون توجه به رویدادهای داخلی و دقت در وضعیت کشور، نگاهشان به کمبودها، کاستی‌ها و تناقض‌های گفتاری سیاست‌مداران خارجی به صورت عام و آمریکا به شکل خاص است.در این نگاه ما دایم به جای فهم وضعیت امروز به آنسوی مرزها سفر ذهنی می‌کنیم. حتی موقع بررسی شرایط کشور خودمان به گفته‌ها و سیاست‌های آنان ارجاع می‌دهیم. اینکه برخی از تحلیل‌گران دایم در گفتارهای خویش از شخصیت‌های حاضر در ساختار قدرت کشورهای خارجی استفاده می‌کنند نشانه‌ای اینگونه تحلیل‌ها است. به عنوان مثال؛ ارایه اطلاعاتی درباره فروپاشی اقتصاد کشورهای اروپایی براساس سخنان سیاست‌مداران اروپا ترسیم می‌شود، همچنین افول اقتصاد آمریکا با چنین چارچوبی تحلیل می‌گردد. اینکه شماری از چهره‌های سیاسی و کارشناسان طی سال‌های متوالی دایم از سقوط، افول و بحران‌های فراگیر و بنیادین غرب در حوزه‌های مختلف سخن می‌گویند نتیجه چنین روشی در تحلیل‌ها است. بی‌شک تمرکز و تاکید بر بحران‌های کشورهای خارجی به عنوان اطلاعات اساسی برای ارایه یک تحلیل از دنیای پیرامون‌، مخاطب را به این نقطه خواهد رساند که اوضاع آنان خراب و در آینده‌ای نزدیک یا دور با ویرانه‌ای به اسم اروپا روبرو خواهیم بود. گردآوری اطلاعات، سنجش، دسته‌بندی و تحلیل از داده‌های کشورهای خارجی برای مقایسه سیاست‌‌گذاری‌ها مفید است،‌ ولی ترسیم تصویری تیره از کنش‌های آنان نه تنها به اقناع مخاطبان و شهروندان کمکی نمی‌کند، بلکه بعضا نتیجه‌ای متفاوت را به همراه خواهد داشت. فارغ از نگرش‌های متفاوتی تحلیل‌گران به رویدادهای دیروز و امروز، آنچه برای شهروندان قابل فهم می‌گردد و دنیای پیرامون خویش را از دریچه آن می‌نگرند، زندگی و زیست روزمره است. به عبارتی روشن‌تر، شهروندان فهم خود از محیط پیرامون را براساس زیست خود مرتب می‌کنند و نه برعکس. گمان کنیم رییس دولت، وزیر اقتصاد، وزیر خارجه و ریاست بانک مرکزی درباره بهبود کسب و کارها و افزایش قدرت اقتصادی شهروندان و کنترل بازارهای مختلف در برنامه‌های خبری حضور یافته و از دستاوردهای اقتصادی دولت دفاع کنند، همچنین با گذشت چند ساعت از این سخنان ،لشکر تحلیل‌گران دولت  درباره دستاوردهای پیدا و پنهان دولت یادداشت‌هایی بلند به نگارش درآورند، فرجام چنین سخنانی برای مردم مقایسه این سخنان با وضعیت اقتصادی خودشان و اطرافیان است. هنگامه‌ای که بخش عمده‌ای از شهروندان با دشواری نیازهای اساسی خود را تامین می‌کنند و هر روز شاهد نامتعادل بودن بازارها هستند و افزایش قیمت و تورم و رها شدن قیمت‌ها را در زندگی خود لمس می‌نمایند، نه تنها این گفته‌ها را نمی‌پذیرند بلکه با بروز واکنش‌هایی همراه با خشم در مقابل این گفتارها مقاومت می‌کنند.اقناع افکار عمومی و کسب رضایت شهروندان در اقتصاد تنها با نزدیک شدن به خواسته‌های جامعه محقق خواهد شد. پیمودن هر راهی به غیر از این چارچوب نه تنها حامل دستاوردی برای دولت‌مردان و تحلیل‌گران نزدیک به بدنه قدرت نیست، بلکه زمینه‌ساز زایش دشواره‌ای دیگر را به دنبال خواهد داشت.

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
۱۳۹۹/۸/۷ -  شماره 4769
جستجو
جستجو
بالای صفحه