عناوین این صفحه
کد خبر: ۱۲۷۵۴۷

رئیس‌جمهور: ممنوعیت تردد شبانه لغو شود

رئیس‌جمهور با قدردانی از همراهی و همکاری مردم با متولیان مقابله با کرونا اظهار داشت: اقدامات بزرگ و ارزشمندی در راستای واکسیناسیون عمومی و صیانت از جان و سلامت مردم، انجام شده، اما همچنان رعایت شیوه‌نامه‌های بهداشتی ضروری است و باید از هرگونه عادی انگاری و سستی در رعایت شیوه نامه های بهداشتی پرهیز کرد.

آیت‌الله سید ابراهیم رئیسی دیروز شنبه در جلسه ستاد ملی مقابله با کرونا با گرامیداشت هفته بسیج و تجلیل از روحیه بسیجی دست‌اندکاران مقابله با بیماری کرونا، اظهار داشت: کادر بهداشت و درمان و همه دست اندرکاران با روحیه جهادی و بسیجی در خط مقدم مقابله با بیماری کرونا مشغول ایثار و فداکاری هستند و با حفظ و تقویت این روحیه می توان بر مشکلات غلبه کرد.رئیس‌جمهور افزود: دغدغه و اولویت اصلی دولت، صیانت از جان مردم است و این مسیر را تا رسیدن به شرایط مطلوب با قوت ادامه خواهیم داد.رئیسی جدیت در کنترل رفت و آمد از طریق مرزهای کشور را حائز اهمیت دانست و اظهار داشت: وزارت کشور و وزارت بهداشت و درمان وظیفه دارند با  حساسیت و جدیت، تردد افراد از مرزها را کنترل کنند.رئیس‌جمهور با تأکید بر تداوم اعمال کنترل های هوشمند و تاثیر آن در کنترل بیماری کرونا،‌ گفت: به هر میزان که ابعاد و حجم کنترل های هوشمند افزایش می یابد، می توان محدودیت های غیر هوشمند را کاهش داد.رئیسی تأکید کرد: با توجه به واکسیناسیون عمومی، ممنوعیت تردد شبانه در شهرها لغو شود.

 

 

احمدی‌نژاد در پاسارگاد: چرا نمی‌گذارید روز کوروش برگزار شود!؟
نام بزرگ کوروش و هویت ایرانی قابل حذف نیست

گروه سیاسی: محمود احمدی‌نژاد گفت: آنها خیلی کوتاه‌تر از آن هستند که بتوانند قامت رشید کوروش را که نه تنها از ایران بلکه از همه دنیا و بعد از ۲۵ قرن به خوبی و با تکریم قابل مشاهده است، از نگاه‌ها بیندازند؛ کوروش قابل حذف نیست، همانطور که ایران و ملت ایران قابل حذف از جغرافیا نیستند، آنان که به دنبال محو هویت ایرانی هستند بدانند که فقط آبروی خود را می‌برند و زحمت ما می‌دارند.
 به گزارش دولت بهار، متن سخنان دکتر احمدی‌نژاد در پاسارگاد بدین شرح است: امروز در کنار مزار مردی ایستاده‌ایم که همه تاریخ در برابر او سر تعظیم فرود آورده است.ـ مردی که اندیشه، گفتار و عمل انسانی او علی‌رغم گذشت ۲۵ قرن و تجربه انواع زمامداری‌ها توسط جامعه بشری، همچنان می‌درخشد. به این مناسبت می‌خواهم چند نکته را خدمت شما عرض کنم؛  چرا تاریخ مهم است؟
ـ ما ادامه گذشته هستیم و گذشته‌ی فردا.
ـ تاکید بر تاریخ واقعی، راه آینده را روشن می‌کند.
۲- گذشته ایران چه بوده است؟
ـ قبل از تهاجم اعراب به ایران حداقل سه دوره مشخص داشته‌ایم.
ـ هخامنشیان، اشکانیان و ساسانیان.
ـ در این دوران، مدیریت جهان در اختیار ایرانیان بوده است.
ـ جهان نه با تحمیل و یا زور سرنیزه بلکه با فرهنگ و انسانیت اداره شده است.
ـ حتی در دوره اشکانیان قوای نظامی متشکل و دائمی وجود نداشت.
ـ در آن دوران، با توجه به وسعت سرزمین و امکانات ارتباطی، جز از طریق فرهنگ و تمدن، امکان پیوستگی و مدیریت وجود نداشت.
ـ بسیاری از اقوام و ملل از پیوستگی با ایران و زیستن تحت نام و فضای ایران فرهنگی، احساس افتخار می‌کردند.
ـ منشور کوروش نماد اندیشه توحیدی و انسانی و مدیریت او عالیترین شیوه زمامداری انسان محور در ۲۵قرن قبل است.به رسمیت شناختن حقوق اساسی انسان‌ها، آزادی اندیشه و دینداری، نفی برده‌داری، سلطه‌گری و بیگاری و ممنوعیت تجاوز و چپاول و تاکید بر کرامت ذاتی انسان، فرازهای برجسته منشور کوروش و شیوه زمامداری اوست. اشکانیان بالاترین نماد مردمسالاری واقعی در ۲۰۰۰ سال قبل هستند. انتخابی بودن پادشاه و مشارکت عمومی در اداره سرزمین، نماد مترقی دوران اشکانی است. آنها دو مجلس داشته‌اند.  جشن‌ها و مناسبات انسانی و قوانین و قواعد اجتماعی مترقی، از ویژگی‌های دوران ساسانی است. کتاب قانون مدنی و جزایی به نام " مادیان هزار دادستان " که شامل ۱۰۰۰ ماده قانون مدنی و جزایی دوره ساسانی است، همین امروز هم از مترقی‌ترین قوانین و بخش بزرگی از آن قابل استفاده است. ملت ایران همیشه موحد و دیندار بوده است. ایران همواره کانون اندیشه، علم و تمدن بوده است. مردم ایران زمین همواره به دنبال آزادی، عدالت، صلح و کرامت انسانی برای همگام و همچنین همزیستی مسالمت‌آمیز با دیگران بوده است. تعصب نژادی و مذهبی در سرزمین ایران راه نداشته است. ایران هیچگاه یک نژاد و یا یک قوم خاص نبوده است. ایران همیشه یک فرهنگ جامع انسانی و اندیشه‌ای متعالی بوده است که همه اقوام و پیروان ادیان در آن همزیستی مسالمت‌آمیز داشته‌اند. البته طبیعی است که در دوره بیش از ۱۰۰۰ ساله قبل از اسلام، فراز و نشیب‌هایی هم داشته است؛ اما سئوال این است که چرا عده‌ای و جریاناتی اصرار دارند تا این تاریخ درخشان و به ویژه نام بلند کوروش را محو کنند! پاسخ به این سئوال بسیاری از مسائل و روندهای جاری و البته تاریخی را روشن می‌کند. می‌دانید که هویت، رمز و راز احساس شخصیت، تنظیم مناسبات، شناخت توانمندی‌ها و تشخیص راه آینده است. گذشته تاریخی، بخش مهمی از هویت یک انسان و جامعه را شکل می‌دهد. اگر انقطاع تاریخی اتفاق بیفتد، بی‌هویتی، سرگشتگی و سرخوردگی به وجود می‌آید که نتیجه آن گسیختگی اجتماعی، عقب‌افتادگی و احساس پوچی و ناتوانی است. آن کسی که نمی‌داند کیست و چیست، چه می‌خواهد بکند؟ تخریب تاریخ ایران و انکار گذشته پرافتخار ملت ایران، ریشه‌ای تاریخی دارد که دو مقطع مهم آن را عرض می‌کنم. مقطع اول؛ دوران هجوم اعراب برای تصرف ایران است.
سرزمین آباد، متمدن و ثروتمند ایران در آن زمان، آزمندی، زیاده‌طلبی و طمع دو گروه را برمی‌انگیخت.
گروه اول رومیان بودند که رقابت تاریخی با ایران داشتند. آنان همواره در برابر شکوه، عظمت و درخشش فرهنگی، اقتصادی و تمدنی ایرانیان احساس حقارت می‌کردند. بارها برای تصرف ایران تهاجم کردند و شکست خوردند. فقط یک بار توانستند از ضعف درونی ایرانیان استفاده کنند و اسکندر غلبه کرد. جالب است که در طول حدود ۷۰سال، سلوکیان، مظاهر تمدنی ایران را مورد هجوم قرار دادند.کتابخانه‌ها را آتش زدند و بناهای بزرگ مانند تخت‌جمشید را ویران کردند. البته مردمان ایران زمین قیام کردند، آنان را از سرزمین راندند و دولت مترقی و مردمسالار اشکانی را پی‌ریزی کردند. 
معلوم بود که رومیان از هر نوع حمله به ایران استقبال می‌کردند و چه بسا تحریک و تشویق هم می‌کردند. در اواخر ساسانیان، با پیوستگی کامل برخی امرای فاسد و برخی روحانیون دنیاطلب، شرایط اجتماعی برای مردم ایران سخت شد. نظام طبقاتی که توجیه دینی هم پیدا کرده بود، روح بلند و آزاده مردم متمدن و تعالی جوی ایران را می‌آزرد. مردم به دنبال آئین جدید و ایجاد تغییرات اساسی در نظام اجتماعی بودند. عده‌ای به دنبال مسیحیت رفتند و اکثریت مردم در انتظار پیامبر خاتم(ص) و پیوستن به او لحظه شماری می‌کردند. گروه دوم بخشی از اعراب توسعه طلب و تازه مسلمان شده بودند که اصرار داشتند تحت پوشش دین و به نام دین، برتری اعراب را بر دیگر ملل اثبات کنند و به ثروت دیگر ملت‌ها دسترسی پیدا کنند.
برای تدارک و زمینه‌چینی حمله به ایران، باید چهره تمدنی و فرهنگی ایرانیان تخریب می‌شد. چراکه در غیر این صورت هر نوع تهاجم به ایران زیر سئوال و فاقد توجیه بود. باید تهمت ازدواج با محارم به ایرانیان زده می‌شد. باید ایرانیان را آتش‌پرست معرفی می‌کردند. باید چهره ایرانیان را مشوه می‌کردند و برای این هدف صدها تهمت می‌زدند و اخبار و اطلاعات غیرواقعی و تخریبی را در فضا منتشر می‌نمودند. مهمتر از این‌ها باید تاریخ درخشان گذشته را از یادها می‌بردند. اینکه گفته‌اند امام علی(ع) موافق حمله بوده و یا فرزندانش در حمله به ایران شرکت داشته‌اند، کاملا نادرست است. مکاتبات یزدگرد سوم و جناب خلیفه مسلمین بسیار مهم و تاریخی است. یزدگرد سوم در پاسخ به دعوت جناب خلیفه از او برای پرستش خدای یگانه، می‌گوید که ما ایرانیان هزاران سال است که خدای یگانه یعنی اهورا مزدا را می‌پرستیم. یزدگرد سوم انسان خوبی بود و به دنبال اصلاح ساختارها و روندها بود لیکن ساختار فاسد شده، اجازه این کار را نداد و او فرصت اصلاح پیدا نکرد. ملت ایران خود از آئین جدید استقبال کرد و پشت حکومت سامانی و آئین موبدان و مغان دور شده از حقیقت آئین زرتشت را خالی کرد والّا اگر ملت می‌ایستادند امکان غلبه بر ایران توسط چینی‌ها وجود نداشت. وقتی حکومت ایران منقرض گردید، آن سرزمین و تمدن وسیع زیر سلطه قرار گرفت. کسانی مسلط شدند که به لحاظ تمدنی فاصله عظیمی داشتند. خب چطور باید مردم پیشرفته ومتمدن ایران را اداره کنند؟ آیا جز با زیر سئوال بردن تمام داشته‌های ایرانیان و جز با محو تاریخ و هویت ایرانیان امکان چنین امری وجود داشت؟ حدود ۲۰۰ سال اجازه ابراز هویت و یادآوری تاریخ را به مردم این سرزمین ندادند. بسیار روشن است که ملت ایران حقیقت دین محوری را انتخاب کرد.  از همان ابتدا معلوم بود که فهم و دریافت ملت ایران از دین جدید با فهم حاکمان و مدعیان نشر آن دین، کاملا متفاوت است. به دروغ گفته‌اند و می‌گویند که ایرانیان به زور شمشیر، اسلام را انتخاب کرده اند. دینی که با شمشیر جلو برود، آسمانی نیست و ماندگاری ندارد. اگر انتخاب ملت ایران، تحت فشار و تحمیلی بود در اولین فرصت تاریخی باید از آن برائت می‌جستند و برمی‌گشتند. در حالیکه ایرانیان بعدها و بیش از هزار سال گسترده ترین مفاهیم و معارف اسلامی را در جهان ترویج کردند. قریب به اتفاق علوم اسلامی موجود، مدیون مجاهدت عالمان ایرانی است. جالب است که امویان و عباسیان همواره ایرانیان را ابتدا عجم (یعنی دیگری) و سپس رافضی نامیده و از این بابت با همه وجود تلاش کردند آنها را منکوب کنند. طی صدها سال بارها کشتارهای وسیع راه انداختند. حدود ۲۰۰ سال سلطه خشن به نام دین، کافی بود تا بسیاری از اسناد تاریخی از بین برود و یا خاطرات تاریخی رنگ ببازد.
از هدف اضمحلال ایران، از یک سو هم رومیان استقبال و حمایت کردند و از سوی دیگر امویان و عباسیان که خود را خلیفه خدا می‌دانستند، دوام و ادامه سیطره خود بر سرزمین بزرگ و ثروتمند ایران را در محو ایران می‌دیدند. البته ایرانیان خیلی زود و پس از حدود دو قرن و با سفر امام رضا(ع) به ایران، خود را باز یافتند. با کار بزرگ رودکی و کار بزرگتر فردوسی و دیگر بزرگان، ایرانیان هویت تاریخی خود را بازتعریف کردند و مسیر تاریخی خود را به طور کامل جدا کردند. ایرانیان تفاوت مشی خلفای اموی و عباسی با مشی پیامبر خاتم(ص) را به خوبی دریافتند و خود را متعهد به مشی پیامبر دانسته و توان خود را در خدمت ترویج وتعمیق آن به کار گرفتند.اما عزیزان؛ در دوران معاصر هم دو گروه به دنبال محو تاریخ و یا اصل ایران هستند؛  گروه اول استعمار پیرو نظام سلطه است. سلطه‌گران تهدیدات علیه خود را تاریخی ارزیابی می‌کنند. ملت ایران دو ویژگی مهم را توامان در اختیار دارند؛ یکی فرهنگی انسانی و جهانی که بسیار پرجاذبه است و عرضه آزاد آن در جهان می‌تواند ملت‌ها را همراه کند. و دیگری سابقه و تجربه مدیریت جهان است. بیش از هزار سال ایرانیان جهان‌ را با فرهنگ‌ و البته با موفقیت اداره کرده‌اند.
ـ امروز سلطه گران برای گسترش و تداوم‌ سلطه خود با مانع فرهنگی ملت‌ها مواجهند و در تلاش هستند حتی با زور و تحمیل، فرهنگ خود را جهانی سازی کنند. اما فرهنگ ایرانیان به طور ذاتی، جهانی وانسانی است چرا که بر مفاهیم پایه و فطری انسانی بنیان گذاری شده است. آزادی، عدالت، کرامت، صلح و همزیستی برای همه انسان‌ها، ارزش‌های جهانشمولی است که در فرهنگ ایرانی ممزوج است و در تار و پود آن حضور زنده و سازنده دارد. آنان می‌دانند که ایرانیان از چنان استعداد و توانمندی و ذخیره فرهنگی  انسانی برخوردارند که به محض فرصت‌یابی می‌توانند تمام مناسبات جهانی را تحت تاثیر تعیین کننده قرار بدهند. آنان این توانمندی ایرانیان را برای سلطه شیطانی خود خطر اصلی به حساب می‌آورند. به همین دلیل اصرار دارند که هم تاریخ و هویت ایران محو شود و هم ایرانیان در فشار و ضعف باشند و تحقیر شوند. اصرار دارند که اگر بتوانند ایران را از جغرافیا حذف کنند. آنان همه تاریخ و منشاء همه علوم و تمدن را به خودشان برمی گردانند و با تحقیر دیگر ملت‌ها، پیشگامی و البته سلطه خود را دوام می‌بخشند. اگر معلوم شود که ایرانیان قبل از یونان دارای فلسفه، نظام اجتماعی و مردم‌سالاری بوده‌اند و بسیاری از اینها از ایران به یونان و روم رفته‌اند... اگر معلوم شود که خاستگاه بسیاری از علوم ایران بوده است... آنگاه همه معادلات عوض می‌شود. بیش از هزار سال قبل دانشمندان ایرانی، اصل حرکت، حرکت اجرام آسمانی و کروی بودن آنان را می‌شناختند ولی نباید این را بداند. نباید دانش پزشکی، فیزیک، شیمی و ریاضیات ایران شناخته شود، باید به نام دیگران ثبت شود. باید  منشا همه علوم به روم و یونان برگردد.  حتی اگر از ایران آمده باشد. باید مبدا همه ارزش‌ها، اندیشه‌ها، اختراعات و نوآوری‌ها به غرب برگردد. عده‌ای از مورخین معتقدند حمله مغول به ایران نیز تحت تاثیر تحریک رومیان بوده است. با حمله مغول بسیاری از کتب کتابخانه‌های ایران را به غرب بردند. تعدادی را نیز به مغولستان بردند که برای آنان قابل استفاده نبود. هر مقداری که نتوانستند ببرند با کتابخانه آن آتش زدند. چرا؟ برای اینکه ایران نباید باشد. اگر باشد نظام سلطه و اندیشه سلطه‌گری نمی‌تواند ادامه حیات بدهد. ایرانیان همواره توانسته‌اند با منطق و فرهنگ‌، جهان را تغییر دهند. به همین دلایل آنان همیشه بدنبال محو ایران بوده‌اند. یادمان نرفته است که روسیه و انگلیس در قرارداد ۱۹۰۷ ایران را بین خودشان تقسیم کردند و تلاش کردند این نام بلند را از جغرافیا حذف کنند‌. یادمان نمی‌رود در دوره کنونی نیز فیلم پنهانی می‌سازند و تلاش می‌کنند دوره هخامنشی را تخریب کنند و یا آرزوی غلبه خود بر ایران را با تحریف تاریخ و در قالب فیلم نمایش دهند اما گروه دوم عده‌ای هستند که هیچ هنری ندارند و از مقایسه خود با توانمندی‌های تاریخی ایرانیان وحشت دارند. اینان اصرار دارند هویت ایران با عناصری معرفی شود که معیار و تعریف آن عناصر دست خود اینها باشد. هر دو گروه اول و دوم اصرار دارند که تاریخ ایران به دوران بعد از اسلام محدود شود که در چند قرن آن، کشور تحت اشغال بوده و سرزمین واحد ایران وجود نداشته است. این گروه اصرار دارند که شخصیت کوروش به عنوان نماد ایرانی انکار و یا مخدوش شود. این دو گروه تلاش کردند و می‌کنند تا ملیت ایرانی را در مقابل دیانت قرار دهند. معلوم است که دیانت امری عام است و ربطی به ملیت ندارد. اما هدف آنان محو ایران است چرا که در این تقابل، هم ملیت ایرانی و هم دیانت ایرانی از بین می‌رود. این در حالی است که در ایران  دیانت و ملیت همواره مقوم همه بوده اند. حالا شما ببینید چه کسانی خط تقابل ملیت و دیانت را دنبال می‌کنند. چنین کسانی خواسته یا ناخواسته در خط دشمنان ایرانند و نتیجه عملشان علیه ایران و فرهنگ و دین ملت ایران است.معلوم شد که چرا اصرار دارند کوروش را تخریب و یا او را از اذهان پاک کنند. اگر موفق شوند، آنگاه هویت خداجو، عدالت طلب و آزادیخواه ایرانی و اساس ایران آسیب جدی خواهد دید. البته دنیا کوروش را می‌شناسد و با تعزیز و تعظیم به او نگاه می‌کند. بعضی او را پیامبر و برخی ذوالقرنین می‌خوانند ولی من چنین قضاوتی ندارم. قدر مسلم این است که او جزو معدود شخصیت‌های بزرگ تاریخ است که هم شناخته شده است و هم به نیکی شناخته شده است. متاسفانه عده‌ای در داخل کشور بر اثر جهل و یا ماموریت، بدنبال کوبیدن کوروش و یا محو نام و یاد او از اذهان هستند. اینان باید بدانند که با این کار نه کوروش را کوچک می‌کنند و نه خودشان بزرگ می‌شوند. چرا نمی‌گذارند روز کوروش برگزار شود!؟ برگزاری روز کوروش به نفع همه است. نگران چه هستند!؟ آیا نگرانند که کوروش تجلیل شود یا اینکه حرفی علیه آنان زده شود؟ اگر نگرانند که حرفی علیه آنان زده شود، آیا نمی‌اندیشند که این چهره‌ای است که خودشان از خودشان درست کرده اند. بروند و این چهره را اصلاح کنند. با ممانعت مردم، چهره آنان نزد ملت اصلاح نمی‌شود.  اصلا چرا خودشان جشن بزرگ و ملی برای بزرگداشت کوروش برگزار نمی‌کنند!؟ اما اگر مشکل، چهره خودشان نیست و مسئله آن است که کوروش اصلا نباید دیده شود و یا باید اسمش از تاریخ محو شود، بدانند که ۲۵۰۰ سال مستکبران و خودپرستان تلاش کرده‌اند او را محو کنند ولی نتوانسته اند. اینان خیلی کوتاه تر از آن هستند که بتوانند قامت رشید او را که نه تنها از ایران بلکه از همه دنیا و بعد از ۲۵ قرن به خوبی و با تکریم قابل مشاهده است، از نگاه‌ها بیندازند. اینان خودشان را ضایع کرده اند. کوروش قابل حذف نیست، همانطور که ایران و ملت ایران قابل حذف از جغرافیا نیستند.آنان که بدنبال محو هویت ایرانی هستند بدانند که فقط آبروی خود را می‌برند و زحمت ما می‌دارند.

 

 

یك هفته مانده به آغاز مذاكرات در دولت رئیسی؛
موضع ایران در مذاكرات هنوز مشخص نیست

روزنامه نگار آمریکایی در گزارشی  نوشت: علی‌رغم انبوهی از اظهارات علی باقری کنی، مذاکره‌کننده جدید هسته‌ای ایران، دیپلمات‌هایی که اواخر این ماه با ایران وارد مذاکره می‌شوند، می‌گویند ممکن است روشن شدن موضع ایران کمی طول بکشد؛ این در حالی است که اخیرا باقری به اروپا سفر کرد و سپس در روزهای اخیر با روس‌ها و چینی‌ها رایزنی داشت.
به نوشته لورا روزن ، ایران هنوز به طور کامل با همتایان دیپلماتیک خود درباره جزئیات موضعی که انتظار می‌رود در مذاکرات احیای برجام اتخاذ کند، اظهار نظر نکرده است. این در حالی است که قرار است مذکرات ۲۹ نوامبر در وین از سر گرفته شود.یکی از مقامات طرف‌های فعلی توافق توضیح داد: یکی از سؤالات کلیدی که در آن هنوز بلاتکلیفی وجود دارد، این است که آیا ایران انتظار دارد مذاکرات را از جایی که پس از شش دور مذاکرات در ژوئن متوقف کردند، ادامه دهد یا می‌خواهد مذاکرات را از صفر آغاز کند یا چیزی بین این دو مدنظرش هست. دیپلمات دیگری از یک کشور دیگر در این توافق تصریح کرد که حتی پس از رایزنی‌های اخیر، هنوز موضع ایران مشخص نیست.به نوعی پارادوکس اینجاست که از یک طرف ایرانی‌ها می‌گویند: ما می‌خواهیم به برجام برگردیم و از طرف دیگر خواستار تضمین‌هایی هستند که فراتر از برجام است.یک مقام رسمی تصریح کرد که مقامات ایران باید این تناقض را روشن کنند. این مقام گفت: جالب است که نه ماه پیش، اکثر کشورها موافقت کردند که دولت ترامپ، که در سال ۲۰۱۸ از توافق خارج شد، مسئول تصمیم ایران برای عبور از محدودیت‌های هسته‌ای برجام در اعتراض به بازگشت تحریم‌ها بود.این مقام مسئول ادامه داد: ایرانی‌ها فکر می‌کنند که اهرم‌های زیادی را از طریق غنی سازی سطح بالاتر و سایر موارد نقض توافق برای خودشان ایجاد کرده اند. اما آنها همچنین کشورها را به این دیدگاه نزدیک کرده‌اند که مشکل ما در حال حاضر کاری است که ایران انجام می‌دهد.این مقام گفت که این موضوعات زمینه را برای بحث‌های مختلف فراهم می‌کند.باقری کنی، معاون سیاسی وزیر امور خارجه ایران و همچنین مذاکره‌کننده جدید هسته‌ای در نشست‌های هفته گذشته در اروپا تاکید کرد که وی در دولت جدید ابراهیم رئیسی، مسئولیت پرونده مذاکرات هسته‌ای را بر عهده گرفته است.کارشناسی که با باقری کنی گفت‌وگو داشت، تصریح کرد: تلاش واضحی برای اطلاع رسانی در این باره وجود دارد که توافق امکان پذیر است و باقری کنی فردی است که مسئولیت پرونده را بر عهده گرفته است.  این کارشناس درباره این سئوال که آیا ایران خواهان بازگشت به برجام است یا توافقی متفاوت را مدنظر دارد، گفت: فکر نمی‌کنم ایران به دنبال توافق جدیدی باشد. باقری در پاسخ به سئوال این کارشناس درباره مطالبات ایران برای دریافت تضمین از سوی آمریکا مبنی بر عدم خروج مجدد آمریکا از توافق و اینکه واشنگتن گفته است، نمی‌تواند رئیس‌جمهور آینده آمریکا را به آن متعهد کند، پاسخ داد: تضمین‌های سیاسی مهم است، اما کافی نیست. او گفت آنچه ما تمایل داریم شاهدش باشیم، عمل است. باقری همچنین در گفت‌وگو با این کارشناس اروپایی، انتقادات گذشته خود از این توافق را کم اهمیت دانست و گفت: زمانی که این اظهارات را مطرح می‌کردم، به عنوان یک کارشناس سیاست خارجی دولت مطرح بودم. اکنون یک سیاست گذار هستم و از طرف نظام ایران کار می‌کنم و دیدگاه‌های شخصی من اهمیتی ندارد. علی واعظ، مدیر برنامه ایران در گروه بین‌المللی بحران هم گفت: ما هنوز نمی‌دانیم موضع ایران چگونه خواهد بود. وی ادامه داد: اگر واقعاً مقامات تهران به دنبال لغو کلی تحریم‌های اعمال‌شده توسط ترامپ باشند و بخواهند این تضمین را دریافت کنند که در آینده آمریکا از توافق خارج نمی‌شود، به این خواسته‌ها نخواهند رسید. سپس گزینه‌ها محدود می‌شوند، خب سئوال اینجاست که ما به دنبال معامله «بیشتر در برابر بیشتر» یا «کمتر در برابر کمتر» هستیم.واعظ می‌گوید: به عنوان مثال، در یک ترتیب ممکن کمتر برای کمتر، ایران ممکن است غنی سازی اورانیوم خود را در سطوح بالاتر تا ۲۰ و ۶۰ درصد متوقف کند و به توقف نصب سانتریفیوژهای پیشرفته مبادرت کند، در ازای آن کاهش محدود تحریم ها، مانند دسترسی به برخی از منابع مالی خود در کشورهای خارجی را به دست می‌آورد.

 

ارسال دیدگاه شما

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیر سیستم منتشر خواهند شد
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهند شد
  • پیام هایی که به غیر از زبان پارسی باشد منتشر نخواهند شد
۱۴۰۰/۸/۳۰ -  شماره 5029
جستجو
جستجو
بالای صفحه