فريد زکريا، مجري شبکه سيانان و ستوننويس روزنامه واشنگتنپست در يادداشتي نوشت: در حالي که جنگ ايران و اسرائيل در مقاطع مختلف شدت گرفته و سپس فروکش کرده، يک واقعيت بيش از گذشته خودنمايي ميکند؛ چين بدون شليک حتي يک گلوله، بيشترين منفعت را از اين بحران برده است.
به اعتقاد فريد زكريا، پكن نه هزينه نظامي پرداخت، نه سرمايه سياسي خود را خرج كرد، اما توانست جايگاه ژئوپليتيكي، اقتصادي و ديپلماتيك خود را بيش از هر زمان ديگري تقويت كند. زكريا تصريح كرد: اين جنگ سه هدف راهبردي چين را با سرعت بيشتري پيش برد؛ كاهش وابستگي خاورميانه به آمريكا، افزايش وابستگي جهان به فناوريهاي چيني و تثبيت تصوير پكن بهعنوان قدرتي باثبات و قابل اتكا.
فاصله گرفتن خليج فارس از آمريكا
وي افزود: برخلاف آمريكا، چين هرگز تلاش نكرد نقش ضامن امنيتي خاورميانه را بر عهده بگيرد؛ زيرا چنين جايگاهي مستلزم تعهدات سنگين نظامي و مالي است. راهبرد پكن سادهتر بود؛ ترغيب كشورهاي منطقه به ايجاد توازن در روابط خود و كاهش وابستگي انحصاري به واشنگتن.
به نوشته زكريا، عملكرد آمريكا در مديريت جنگ و ناتواني در جلوگيري از آسيبهاي اقتصادي و امنيتي به متحدانش، بسياري از كشورهاي عربي را به بازنگري در سياست خارجي خود سوق داده است. در اين ميان، اگرچه امارات بيش از گذشته به آمريكا و اسرائيل نزديك شده، اما عربستان، قطر، عمان و حتي عراق و تركيه به دنبال حفظ روابط با واشنگتن در كنار گسترش همكاري با ايران و چين هستند؛ الگويي كه دقيقاً با منافع پكن همخواني دارد.
چين؛ برنده بزرگ اقتصاد جنگ
با وجود آنكه چين حدود ۷۰ درصد نفت مورد نياز خود را وارد ميكند، اين كشور توانست آثار بحران را بهتر از بسياري از اقتصادهاي جهان مديريت كند. دليل اين موضوع، سرمايهگذاري بلندمدت پكن براي كاهش وابستگي به سوختهاي فسيلي و تنوعبخشي به منابع انرژي است.
چين طي سالهاي گذشته با توسعه انرژي هستهاي، افزايش ظرفيت توليد برق از منابع تجديدپذير، گسترش خودروهاي برقي و ايجاد ذخاير عظيم نفتي، خود را براي شوكهاي احتمالي بازار انرژي آماده كرده بود. به همين دليل، در جريان جنگ نيز توانست واردات نفت خود را حدود چهار ميليون بشكه در روز كاهش دهد. نويسنده معتقد است ناامني انرژي در جهان، عملاً به تبليغي رايگان براي صنايع راهبردي چين تبديل شده است. افزايش تقاضا براي پنلهاي خورشيدي، باتريهاي ليتيومي، خودروهاي برقي، توربينهاي بادي و شبكههاي برق، بازارهايي هستند كه چين در آنها برتري محسوسي دارد. بر اساس آمار منتشرشده، چين حدود ۹۱ درصد ظرفيت توليد پنلهاي خورشيدي و ۸۹ درصد ظرفيت توليد باتريهاي ليتيوميوني جهان را در اختيار دارد و در بسياري از فناوريهاي انرژي پاك نيز سهمي بيش از ۷۰ درصدي دارد.
گامي ديگر براي تضعيف سلطه دلار
از نگاه زكريا، جنگ ايران و اسرائيل روند فاصله گرفتن از دلار در مبادلات بينالمللي را نيز تقويت كرده است. گزارشهايي منتشر شده كه نشان ميدهد بخشي از مبادلات مرتبط با نفت و حملونقل دريايي، با يوان چين يا ارزهاي ديجيتال انجام ميشود؛ روندي كه در بلندمدت ميتواند جايگاه دلار در تجارت جهاني را با چالش بيشتري روبهرو كند.
آمريكا هزينه داد؛ چين سود برد
زكريا در پايان مينويسد دولت ترامپ اين جنگ را با اهدافي بلندپروازانه از جمله تغيير حكومت ايران، نابودي برنامه هستهاي، تضعيف توان موشكي و پايان دادن به نفوذ منطقهاي تهران آغاز كرد، اما هيچيك از اين اهداف بهطور پايدار محقق نشد. در مقابل، آمريكا ميلياردها دلار هزينه نظامي پرداخت، بخشي از ذخاير تسليحاتي خود را مصرف كرد، تمركز راهبردياش بر آسيا را كاهش داد و نگراني متحدانش را افزايش داد. اما چين بدون ورود مستقيم به جنگ، خريد نفت ايران را ادامه داد، روابط خود با كشورهاي عربي را حفظ كرد و از پذيرش هرگونه هزينه امنيتي اجتناب ورزيد.
به باور نويسنده، در حالي كه آمريكا طي ۲۵ سال گذشته درگير مداخلات پرهزينه در خاورميانه بوده، چين بيسروصدا قدرت اقتصادي، فناوري و نفوذ ديپلماتيك خود را گسترش داده است. از همين رو، اگرچه پكن نيز از تبعات اقتصادي جنگ بينصيب نمانده، اما در مقايسه با واشنگتن، برنده اصلي و خاموش اين بحران به شمار ميرود.
نگاهي به تحليلهاي تخصصي منتشر شده در انديشكدهها نشان ميدهد كه چين با آثاري مثبت و منفي در اين جنگ روبرو شد. به نحوي كه به چالش كشيده شدن آمريكا به عنوان يك ابرقدرت در مقابل يك قدرت متوسط يا قدرت منطقهاي (بر اساس اصول روابط بينالملل) مانند ايران را ميتوان به عنوان يك تاثير مثبت براي چين ارزيابي كرد. به تعبير نويسندگان انديشكده IISS (موسسه بينالمللي مطالعات استراتژيك)، «مداخلهگرايي آمريكا در اين مقطع و نتيجهاي كه به دنبال داشت، به چين براي ترويج نظم جهاني جايگزين مورد نظر خود و گسترش نفوذ پكن در جنوب جهاني، كمك كرده است.» بعضي اخبار تائيدنشده و گاهي تكذيب شده حاكي از آن است كه همكاريهايي در زمينه اطلاعات نظامي و تكنولوژي ميان ايران و چين در جريان اين جنگ اتفاق افتاده است.
چين فاقد جهتگيري مشخصي براي هدايت تغييرات ژئوپليتيكي در منطقه است. اما ميتواند در جايي كه نارضايتي از واشنگتن و اولويتهاي سازماندهي مجدد شده در سراسر خليج فارس به آن اجازه ميدهد، تا به هزينه ايالات متحده مداخله كند، پيروزيهاي سياسي، هنجاري و اعتباري به دست آورد. بنابراين، تأثير اصلي جنگ، قرار دادن چين در مسيري براي جايگزيني ايالات متحده به عنوان تأمينكننده امنيت منطقه نبوده است. اما ممكن است شرايطي را براي پكن ايجاد كرده باشد تا در شكلدهي به يك نظم منطقهاي جديد نقشي ايفا كند.
روزنامه کارون روزنامه کارون رسانهای باسابقه در ایران است که با تمرکز بر بازتاب رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و شهری، تلاش میکند صدای مردم و مسائل روز منطقه را بهصورت دقیق، مسئولانه و قابل اعتماد منتشر کند. این روزنامه با نگاهی حرفهای به خبررسانی، بستری برای آگاهیبخشی، گفتوگو و پیگیری دغدغههای عمومی فراهم میسازد.