گروه اقتصادي: تنگه هرمز، در نگاه نخست، تنها يک آبراه باريک ميان خليج فارس و آبهاي آزاد بهنظر ميرسد؛ اما در منطق ژئوپليتيک انرژي، اين تنگه چيزي فراتر از يک مسير کشتيراني است.
هرمز، شريان اصلي انتقال نفت و گاز از قلب خاورميانه به بازارهاي جهاني است؛ گذرگاهي كه هر اختلال در آن، بهسرعت از سطح منطقهاي عبور كرده و به سطح جهاني سرايت ميكند.
در جنگ امريكا و اسرائيل با ايران، تردد روزانه كشتيهاي نفتكش از الگوي عادي خود خارج شده و در برخي گزارشها از ۵۰ تا ۶۰ فروند نفتكش در روز به توقفي شبهكامل يا حتي يك تا دو فروند در روز سقوط كرده است. اين افت شديد، فقط به معناي كند شدن جريان نفت نيست؛ بلكه نشانهاي از دگرگوني كيفيت ريسك در نظام حملونقل دريايي، از «مسير كارآمد» به «منطقه مناقشهپذير» است.
در چنين بستري، چين و هند بهعنوان دو واردكننده بزرگ انرژي در آسيا، در مركز توجه قرار ميگيرند. اين دو كشور، گرچه هر دو از بحران هرمز آسيب ميبينند، اما نوع آسيبپذيريشان يكسان نيست. چين بيش از همه با مسئله تابآوري واردات نفت خام و LNG روبهرو است؛ در حالي كه هند علاوه بر نفت خام، با زنجيرهاي از چالشها در LPG، LNG، كود، برق، حملونقل و حتي تورم داخلي مواجه شده است. از اين رو، بحران هرمز براي چين بيشتر يك آزمون «ذخاير و جايگزينها» است، اما براي هند به يك بحران «اقتصاد روزمره و سياست عمومي» تبديل ميشود.
اما آنچه اهميت دارد اين است كه اختلال در تنگه هرمز، منطق امنيت انرژي آسيا را از مسير قيمت و عرضه، به سمت منطق تابآوري، تنوعبخشي و مديريت تقاضا سوق داده است. در اين ميان، چين و هند هر دو در تلاشاند تا از شوك عبور كنند، اما ظرفيت نهادي، سطح ذخاير، تنوع منابع و ساختار مصرف آنان، دو مسير متفاوت را رقم زده است.
در چنين چارچوبي، اهميت تنگه هرمز تنها در موقعيت جغرافيايياش نيست، بلكه در تمركز كمنظير جريان انرژي از اين مسير است. طبق گزارش RIS، تنگه هرمز در سال ۲۰۲۴ و نيمه نخست ۲۰۲۵ بهترتيب ۲۰.۷ و ۲۰.۹ ميليون بشكه در روز جريان نفت را مديريت كرده است. SETA نيز اين تنگه را محل عبور حدود يكپنجم نفت دريابرد جهان و بخش مهمي از LNG جهاني معرفي ميكند.
از منظر عرضه، چند كشور اصلي منطقه به اين گذرگاه وابستهاند از جمله عراق با ۳.۲ ميليون بشكه صادرات روزانه و وابستگي حدود ۷۲ درصدي صادراتش به هرمز؛ عربستان سعودي با ۵.۵ ميليون بشكه و وابستگي حدود ۶۰ درصدي؛ و امارات متحده عربي با ۵۱ درصد از صادرات خود از اين مسير است. اين ارقام نشان ميدهند كه نه فقط واردكنندگان، بلكه صادركنندگان عمده خاورميانه نيز در ساختار هرمز تنيده شدهاند؛ بنابراين هرگونه اختلال در اين مسير، همزمان بر دو سوي بازار اثر ميگذارد: هم عرضهكنندگان را محدود ميكند و هم خريداران را دچار كمبود، افزايش قيمت، و نااطميناني ميسازد.
از سوي ديگر چنين تمركزي، كششپذيري بازار را كاهش ميدهد. وقتي بخش بزرگي از عرضه جهاني از يك گذرگاه باريك عبور ميكند، هر شوك امنيتي، بهجاي آنكه صرفاً يك وقفه لجستيكي باشد، به مكانيزم تعيين قيمت نيز منتقل ميشود. به همين علت در منابع مختلف تأكيد شده كه بحران هرمز نهفقط قيمت نفت، بلكه نرخ حملونقل، بيمه دريايي، ذخيرهسازي شناور، تصميمات پالايشي و حتي الگوهاي مصرف داخلي را تحت تأثير قرار ميدهد.
در واقع، آنچه بحران اخير را از نمونههاي گذشته متمايز ميكند، «مخاطره ساختاري» آن است. در بحران ۲۰۲۰، افت تقاضا ناشي از پاندمي عامل اصلي بود؛ در بحران ۲۰۲۲، جنگ روسيه و اوكراين بيشتر اروپا را تحت فشار قرار داد؛ اما در بحران هرمز ۲۰۲۶، خودِ زيرساخت انتقال انرژي هدف قرار گرفته و بدين ترتيب، مسئله از سطح بازار فراتر رفته و به سطح امنيت راهبردي ارتقا يافته است.
بحران هرمز براي چين و هند نه فقط يك تهديد، بلكه يك هشدار راهبردي است؛ هشداري مبني بر اينكه امنيت انرژي آينده، از مسير ذخاير بيشتر، تنوعبخشي واقعي، توسعه خطوط لوله، بازآرايي زنجيرههاي واردات و تقويت ظرفيتهاي مديريتي ميگذرد. در غير اين صورت، هر بحران در يك تنگه، ميتواند به آشفتگي در يك قاره منجر شود.
روزنامه کارون روزنامه کارون رسانهای باسابقه در ایران است که با تمرکز بر بازتاب رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و شهری، تلاش میکند صدای مردم و مسائل روز منطقه را بهصورت دقیق، مسئولانه و قابل اعتماد منتشر کند. این روزنامه با نگاهی حرفهای به خبررسانی، بستری برای آگاهیبخشی، گفتوگو و پیگیری دغدغههای عمومی فراهم میسازد.