پنجشنبه , 19 شهریور 1405 - 9:09 بعد از ظهر

توقف مبادلات تجاری دبی با تهران، خبر بدی برای اقتصاد ایران است؟

تصمیم امارات برای توقف مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران، بار دیگر آسیب‌پذیری اقتصاد ایران در برابر بسته‌شدن مسیر‌های غیررسمی تجارت را آشکار کرده است؛ دبی که سال‌ها یکی از مهم‌ترین کانال‌های مالی و تجاری ایران در دوران تحریم‌ها بود، حالا به عاملی تازه برای نگرانی فعالان اقتصادی تبدیل شده است.

 بار دیگر موجی از نگرانی، فضای فعالان اقتصادی و تجار ایرانی را فراگرفته است؛ خبری با منشأ رسمی از کرانه‌های جنوبی خلیج فارس که شریان اصلی تجارت خارجی و تحریم‌شکنی ایران را هدف قرار داده است. سخنان «افرا الحاملی»، مدیر اداره ارتباطات راهبردی وزارت امور خارجه امارات متحده عربی، مبنی بر توقف تمامی مبادلات تجاری و تراکنش‌های مالی با ایران تا اطلاع ثانوی به دلیل تشدید تنش‌های منطقه‌ای، زلزله‌ای سیاسی-اقتصادی ایجاد کرده است.این تصمیم که تحت لوای حفظ سلامت نظام مالی بین‌المللی و انطباق با استاندارد‌های جهانی اتخاذ شده، بر تمامی گمانه‌زنی‌های قبلی مهر تأیید زد. اکنون سوال اصلی این است که ابعاد واقعی این رویداد چیست؟ حجم مراودات مالی دو کشور چقدر است؟ آسیب اصلی متوجه اقتصاد کدام سمت خواهد بود؟ و تا چه حد باور‌های سنتی درباره تکیه دبی به سرمایه‌های ایرانی با واقعیت‌های امروزی همخوانی دارد؟
چرا اقتصاد ایران به دبی وابسته شد؟
برای درک عمق این رویداد، باید نقش ویژه امارات و به‌خصوص شیوخ‌نشین دبی را در زیست‌بوم اقتصادی ایران بررسی کرد. در تمام سال‌های اعمال سخت‌ترین تحریم‌های غربی، امارات نقش قطب اصلی تجاری، صادرات مجدد و ترانسپورت کالایی برای ایران را ایفا کرده است. بخش عمده‌ای از ثبت سفارش‌ها، گشایش اعتبار‌ها و انتقال ارز برای واردات کالا‌های اساسی و واسطه‌ای ایران، از طریق شرکت‌های پوششی و صرافی‌های فعال در دبی انجام می‌شدبر اساس آمار‌ها، امارات متحده عربی همواره در صدر یا رتبه دوم شرکای تجاری ایران قرار داشته و حجم مراودات تجاری دو کشور در سال‌های اخیر رقمی بین ۱۵ تا ۲۰ میلیارد دلار را به ثبت رسانده که سهم سنگین آن متوجه واردات ایران از امارات به عنوان صادرات مجدد بوده است. به زبان ساده، دبی راهگاه اصلی تنفس اقتصاد ایران در شرایط انسداد مالی بین‌المللی بوده است.
تهران بیشتر لطمه می‌بیند یا ابوظبی؟
مقایسه آسیب‌پذیری دو کشور در صورت تداوم این تصمیم، کفه ترازو را به شدت به ضرر ایران سنگین می‌کند. اقتصاد ایران که هم‌اکنون با تورم بالا، نوسانات ارزی و تنگنا‌های شدید در نقل‌وانتقالات مالی مواجه است، با بسته‌شدن کانال امارات، یکی از آخرین و مهم‌ترین منفذ‌های تحریم‌شکنی خود را از دست می‌دهد. مسدود شدن تراکنش‌ها در امارات، تجارت خارجی ایران را مجبور به کوچ به مسیر‌های پرهزینه‌تر و پرریسک‌تر مانند عمان، قطر یا برخی کشور‌های آسیای میانه می‌کند که این امر مستقیماً باعث افزایش قیمت تمام‌شده کالا‌های وارداتی و در نتیجه فشار تورمی جدید بر سبد معیشت مردم خواهد شد. از سوی دیگر، صرافی‌ها و شبکه‌های مالی دبی، کانال اصلی تزریق درهم و دلار به بازار داخل بودند و قطع این جریان، مدیریت بازار ارز را برای بانک مرکزی دشوارتر می‌سازد.در مقابل برای امارات، تجارت با ایران اگرچه سودآور است، اما سهمی ناچیز از کل حجم تجارت چندصد میلیارد دلاری این کشور با جهان را تشکیل می‌دهد. ابوظبی و دبی که تلاش دارند خود را به عنوان قطب امن مالی جهان و جذب سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی مطرح کنند، هرگز حاضر نیستند اعتبار نظام مالی خود را به خاطر حفظ کانال‌های خاکستری ایران با خطراتی، چون فهرست سیاه FATF یا تحریم‌های ثانویه آمریکا به مخاطره بیندازند.

مطلب پیشنهادی

خروج 2 همت پول حقیقی از بازار سهام

هر چند بورس تهران هفته را مثبت آغاز کرد، اما تشدید درگیری‌های نظامی در یکشنبه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *