به قلم سردبیر : محمد حسین قدری
روابط ترکیه و اسرائیل در روزهای اخیر وارد یکی از پرتنشترین مقاطع خود شده است؛ اما این بار کانون اصلی اختلاف نه غزه، بلکه سوریه است. حمله هوایی اسرائیل به پایگاه ابوالظهور در شمالغرب سوریه، هشدارهای صریح بنیامین نتانیاهو به ترکیه درباره گسترش حضور نظامی این کشور در سوریه، پاسخ تند آنکارا و در نهایت تلاش آمریکا برای ایجاد سازوکار جلوگیری از برخورد نظامی، نشان میدهد که اختلاف دو کشور از سطح مواضع سیاسی و دیپلماتیک به حوزهای با ریسک محاسبه اشتباه نظامی نزدیک شده است.
یک حمله هوایی که فقط یک حمله هوایی نبود
بامداد ۱۸ اوت، اسرائیل چندین حمله هوایی علیه پایگاه هوایی ابوالظهور در شمالغرب سوریه انجام داد. رسانههای دولتی سوریه از هشت حمله خبر دادند. ترکیه این حملات را محکوم کرد و اسرائیل نیز از توضیح رسمی درباره عملیات خود خودداری کرد، اما اندکی بعد روشن شد که موضوع به نگرانی اسرائیل از احتمال استقرار نیروهای ترکیه در این منطقه مربوط بوده است.
از نگاه اسرائیل، مسئله صرفاً یک پایگاه نظامی سوری نیست. ابوالظهور در منطقهای قرار دارد که به دلیل نزدیکی نسبی به مرز ترکیه و موقعیت آن در شمال سوریه، میتواند در صورت استقرار نیروهای خارجی به یک نقطه مهم برای نفوذ نظامی تبدیل شود.
تلآویو مدعی بود که سوریه در آستانه اجازه دادن به استقرار نیروهای ترکیه در این پایگاه قرار داشته است. آنکارا این ادعا را رد کرد و آن را «بیاساس» خواند. دمشق نیز اعلام کرده که برنامهای برای ایجاد یک حضور نظامی ترکیه در این پایگاه وجود نداشته است.
همین اختلاف بر سر یک واقعیت ساده، اهمیت ماجرا را نشان میدهد: در سوریه امروز، حتی احتمال ایجاد یک پایگاه نظامی میتواند به اندازه ایجاد واقعی آن حساسیتزا باشد.
چرا اسرائیل از ترکیه نگران است؟
نگرانی اسرائیل را نمیتوان صرفاً در چارچوب اختلافات شخصی یا سیاسی میان اردوغان و نتانیاهو توضیح داد.
ترکیه پس از تغییرات بنیادی در ساختار قدرت سوریه، تلاش کرده است روابط خود را با حکومت جدید دمشق گسترش دهد. همکاریهای امنیتی، آموزش نظامی و حمایت از بازسازی سوریه بخشی از این رویکرد است. در مقابل، اسرائیل تلاش دارد آزادی عمل نظامی خود را در سوریه حفظ کند و مانع شکلگیری ترتیبات امنیتیای شود که از نگاه تلآویو میتواند تهدیدی جدید در مرزهای شمالی ایجاد کند.
بنابراین اختلاف اصلی را باید در یک جمله خلاصه کرد: ترکیه خواهان افزایش نفوذ خود در سوریه است؛ اسرائیل نمیخواهد این افزایش نفوذ به یک حضور نظامی پایدار و زیرساختی تبدیل شود.
این تفاوت منافع، حتی اگر هیچیک از دو طرف در حال حاضر خواهان جنگ مستقیم نباشند، زمینه برخوردهای خطرناک را ایجاد میکند.
هشدار نتانیاهو؛ تغییر لحن تلآویو
پس از حمله به ابوالظهور، لحن مقامهای اسرائیلی علیه ترکیه به شکل محسوسی تندتر شد.
بنیامین نتانیاهو در ۲۰ اوت هشدار داد که اسرائیل حضور نظامی ترکیه را در صورت گسترش به سمت جنوب سوریه تحمل نخواهد کرد. همزمان، اسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، اردوغان را متهم کرد که ترکیه را وارد «ماجراجوییهای خطرناک» در سوریه میکند.
این اظهارات را باید جدی گرفت، اما نباید آنها را به معنای تصمیم قطعی اسرائیل برای رویارویی نظامی با ترکیه تفسیر کرد. پیام تلآویو در شرایط کنونی بیشتر شبیه تعیین یک خط قرمز است: اسرائیل میخواهد آنکارا بداند که ایجاد زیرساخت نظامی دائمی در بخشهایی از سوریه ممکن است با واکنش نظامی روبهرو شود.
در مقابل، ترکیه نیز تلاش کرده است بدون ورود به یک جنگ مستقیم، نشان دهد که از عقبنشینی تحت فشار اسرائیل استقبال نخواهد کرد.
واکنش ترکیه؛ اردوغان در برابر یک دوراهی
آنکارا در این بحران با یک معادله پیچیده روبهرو است. از یک سو، ترکیه نمیتواند بهسادگی از نقش فزاینده خود در سوریه صرفنظر کند. سوریه برای آنکارا تنها یک همسایه نیست؛ این کشور به امنیت مرزهای جنوبی، مسئله کردها، نفوذ منطقهای ترکیه و آینده نظم سیاسی خاورمیانه مربوط است.
از سوی دیگر، تبدیل اختلاف با اسرائیل به رویارویی مستقیم نظامی میتواند هزینه بسیار سنگینی داشته باشد؛ بهویژه در شرایطی که ترکیه عضو ناتو است و آمریکا نیز تلاش میکند مانع برخورد میان دو متحد/شریک منطقهای خود شود.
به همین دلیل، سیاست محتمل آنکارا ترکیبی از فشار سیاسی، تهدید بازدارنده و حفظ حضور در سوریه بدون عبور از آستانه جنگ مستقیم خواهد بود. این رویکرد را میتوان در مواضع اخیر ریاستجمهوری ترکیه نیز مشاهده کرد؛ آنکارا اعلام کرده که در دام آنچه «تلاش نتانیاهو برای تحریک ترکیه» میداند گرفتار نخواهد شد.
ورود آمریکا؛ نشانهای از جدی شدن خطر
شاید مهمترین تحول در این میان نه اظهارات نتانیاهو و اردوغان، بلکه ورود فعالتر واشنگتن باشد. تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، اعلام کرده است که واشنگتن در تلاش برای ایجاد یک سازوکار ارتباطی میان ترکیه، اسرائیل و سوریه است تا از برخوردهای ناخواسته و سوءتفاهمهای نظامی جلوگیری شود.
اهمیت این موضوع در آن است که «سازوکار رفع تنش» معمولاً زمانی ضرورت پیدا میکند که بازیگران نظامی در یک جغرافیای مشترک فعالیت میکنند و احتمال دارد یک عملیات، حرکت نیروها یا سوءبرداشت اطلاعاتی به واکنش زنجیرهای منجر شود.
به عبارت دیگر، واشنگتن ظاهراً مسئله را فقط یک دعوای سیاسی میان اردوغان و نتانیاهو نمیبیند؛ بلکه آن را خطری بالقوه برای ثبات سوریه و امنیت منطقه تلقی میکند.
مشکل بزرگتر: سوریه دیگر خلأ قدرت نیست
در سالهای جنگ داخلی سوریه، بازیگران متعددی در این کشور حضور داشتند؛ اما شرایط جدید، رقابت بر سر «سوریه پس از اسد» را وارد مرحله متفاوتی کرده است.
ترکیه تلاش میکند در ساختار امنیتی و سیاسی سوریه نقش پررنگی داشته باشد. اسرائیل نیز نمیخواهد نظم امنیتی جدید سوریه به گونهای شکل بگیرد که تهدیدی تازه در مرزهایش ایجاد کند. در نتیجه، آنچه در ابوالظهور اتفاق افتاد، میتواند فراتر از یک حادثه نظامی محدود باشد.
موضوع اصلی، این پرسش است که چه کسی حق دارد معماری امنیتی سوریه جدید را شکل دهد.
ترکیه میخواهد بخشی از این معماری باشد. اسرائیل میخواهد مطمئن شود این معماری علیه امنیت آن شکل نمیگیرد. دمشق نیز تلاش میکند حاکمیت خود را پس از سالها جنگ تثبیت کند و آمریکا در میانه این سهضلعی تلاش میکند مانع تبدیل اختلافات به درگیری شود.
غزه؛ جبههای که همچنان باز است
اگرچه سوریه اکنون مهمترین میدان امنیتی اختلاف ترکیه و اسرائیل است، اما غزه همچنان موتور سیاسی و ایدئولوژیک تقابل دو کشور محسوب میشود.
دولت اردوغان از ابتدای جنگ غزه یکی از صریحترین منتقدان عملیات نظامی اسرائیل بوده و ترکیه بارها خواستار اقدام بینالمللی علیه اسرائیل شده است.
آخرین نمونه، تصمیم آنکارا برای درخواست اعلان قرمز اینترپل علیه نتانیاهو در پرونده مربوط به رهگیری ناوگان Global Sumud Flotilla است. وزیر دادگستری ترکیه اعلام کرده که روند قضایی در این پرونده ادامه دارد و درخواست مربوط به نتانیاهو و یک مقام اسرائیلی دیگر مطرح شده است. دفتر نتانیاهو این اقدام را رد کرده و آن را تلاش اردوغان برای ارعاب رهبری اسرائیل خوانده است.
آیا جنگ ترکیه و اسرائیل محتمل است؟
با وجود افزایش شدید تنش، پاسخ کوتاه این است: جنگ مستقیم هنوز محتملترین سناریو نیست.
ترکیه و اسرائیل هر دو میدانند که برخورد مستقیم هزینههای بسیار سنگینی دارد. اسرائیل نمیخواهد جبههای جدید با یک قدرت نظامی بزرگ منطقهای باز کند و ترکیه نیز دلیلی ندارد در شرایطی که میتواند از ابزارهای سیاسی و دیپلماتیک استفاده کند، وارد جنگ مستقیم شود.
اما یک خطر دیگر وجود دارد: جنگی که هیچکس تصمیم به آغاز آن نگرفته است.
یک حمله هوایی که نیروهای ترکیه را ناخواسته هدف قرار دهد، استقرار نیروها در فاصلهای حساس، اشتباه اطلاعاتی یا حتی یک حادثه در حریم هوایی سوریه میتواند زنجیرهای از واکنشها را ایجاد کند.
دقیقاً به همین دلیل است که آمریکا به دنبال ایجاد کانال رفع تنش است.
سه سناریو برای آینده
سناریوی اول: مهار تنش
محتملترین سناریو این است که آمریکا و سایر میانجیها موفق شوند ترکیه و اسرائیل را به مجموعهای از قواعد نانوشته یا رسمی برای جلوگیری از برخورد نظامی برسانند. در این وضعیت، ترکیه به همکاری امنیتی با دمشق ادامه میدهد، اما از ایجاد پایگاههایی که اسرائیل آنها را تهدید مستقیم تلقی میکند پرهیز میکند. اسرائیل نیز حملات خود را محدودتر و هدفمندتر میکند.
سناریوی دوم: جنگ سرد منطقهای
سناریوی دوم، ادامه وضعیتی است که در آن دو طرف وارد جنگ مستقیم نمیشوند، اما رقابت امنیتی و سیاسی تشدید میشود. ترکیه از دولت دمشق حمایت بیشتری میکند و اسرائیل نیز با فشار سیاسی و عملیات نظامی محدود تلاش میکند نفوذ ترکیه را مهار کند. در چنین شرایطی، سوریه به صحنهای شبیه «جنگ سرد منطقهای» تبدیل خواهد شد.
سناریوی سوم: برخورد مستقیم
خطرناکترین سناریو زمانی رخ میدهد که یکی از طرفین از خط قرمز طرف مقابل عبور کند. اگر ترکیه تصمیم بگیرد حضور نظامی خود را در مناطقی که اسرائیل حساس میداند گسترش دهد، یا اسرائیل حملهای انجام دهد که نیروها یا منافع مستقیم ترکیه را هدف قرار دهد، احتمال پاسخ متقابل افزایش خواهد یافت. در این حالت، آمریکا احتمالاً ناچار خواهد شد برای جلوگیری از گسترش بحران وارد عمل شود.
تحولات چند روز گذشته نشان میدهد که رابطه ترکیه و اسرائیل وارد مرحلهای متفاوت شده است.
در گذشته، اختلافات دو کشور عمدتاً حول مسئله فلسطین، غزه و سیاستهای داخلی و منطقهای اردوغان میچرخید. اما اکنون سوریه یک بُعد نظامی مستقیم به این رقابت اضافه کرده است.
حمله اسرائیل به ابوالظهور را میتوان نخستین هشدار جدی تلآویو درباره حدود قابلتحمل حضور ترکیه در سوریه دانست؛ هرچند هنوز نمیتوان گفت اسرائیل و ترکیه در مسیر جنگ قرار گرفتهاند.
آنچه بیش از احتمال جنگ اهمیت دارد، رقابت بر سر نظم آینده سوریه است.
اگر ترکیه بتواند جایگاه خود را به عنوان یکی از بازیگران اصلی امنیتی سوریه تثبیت کند، توازن قدرت در شمال خاورمیانه تغییر خواهد کرد. اگر اسرائیل بتواند مانع شکلگیری حضور نظامی بلندمدت ترکیه شود، بخشی از آزادی عمل امنیتی خود را در سوریه حفظ خواهد کرد.
در این میان، دمشق تلاش میکند میان دو قدرت منطقهای گرفتار نشود و واشنگتن نیز میکوشد مانع تبدیل رقابت آنها به یک بحران نظامی شود.
به همین دلیل، سوریه اکنون فقط مسئلهای مربوط به آینده سوریه نیست؛ بلکه به آزمونی برای توازن قدرت میان ترکیه و اسرائیل تبدیل شده است.
و شاید مهمترین پرسش روزهای آینده این نباشد که «آیا ترکیه و اسرائیل با یکدیگر خواهند جنگید؟»، بلکه این باشد که هر دو طرف تا کجا میتوانند به خط قرمزهای یکدیگر نزدیک شوند، بدون آنکه از نقطه بازگشت عبور کنند.
روزنامه کارون روزنامه کارون رسانهای باسابقه در ایران است که با تمرکز بر بازتاب رویدادهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و شهری، تلاش میکند صدای مردم و مسائل روز منطقه را بهصورت دقیق، مسئولانه و قابل اعتماد منتشر کند. این روزنامه با نگاهی حرفهای به خبررسانی، بستری برای آگاهیبخشی، گفتوگو و پیگیری دغدغههای عمومی فراهم میسازد.