در این میان، راهنمایان گردشگری در خط مقدم این صنعت قرار دارند؛ افرادی که نقش حیاتی در تجربه گردشگر ایفا میکنند و معیشتشان به تردد و حضور مستمر گردشگران خارجی وابسته است.
پیش از آغاز بحران نظامی اخیر نیز وضعیت ورود گردشگر به کشور چندان مطلوب نبود. سالها تحریم و کرونا، نگاه امنیتی به گردشگر خارجی و فقدان سیاستهای موثر در تبلیغ چهره ایران در سطح جهانی، آسیبهایی جدی به زیرساختهای گردشگری وارد کرده بود. اما بحران اخیر، مانند ضربه نهایی، امیدهای کمرنگ مانده را هم از بین برده است.
لغو گسترده تورهای ورودی، خروج اتباع خارجی از کشور، تغییر توصیههای سفر از سوی دولتهای دیگر و افزایش ریسک ذهنی سفر به ایران، باعث شده تا فعالیت این بخش کاملا متوقف شود. راهنمایانی که با تکیه بر تخصص، زبانآموزی و سالها تجربه به شغل خود دل بسته بودند، حالا با واقعیتی مواجهاند که نه تنها معیشتشان را تهدید میکند، بلکه آینده شغلیشان را هم در هالهای از ابهام فرو برده است.در چنین شرایطی، دغدغه اصلی آنها دیگر بازاریابی، آموزش یا جذب گردشگر نیست، بلکه زنده ماندن در این بحران اقتصادی است. بحران نه به معنای شکست بازار، بلکه به معنای ناپدید شدن کامل تقاضاست. این گروه از فعالان گردشگری در نبود سیاستهای حمایتی مؤثر، با بیکاری، بدهی و بحران معیشتی روبهرو شدهاند.
مطلقا گردشگر خارجی نداشتیم
محسن حاجی سعید، رئیس جامعه انجمنهای راهنمایان گردشگری در پاسخ به این پرسش که با توجه به اینکه قبل از جنگ هم وضعیت ورود گردشگران خارجی چندان خوب نبود، در حال حاضر این صنف چطور گذران زندگی میکنند؟ به اقتصاد ۲۴ گفت: «وضعیت گردشگری تقریبا تا فروردین ماه امیدوارکننده شده بود، اما به واسطه تهدیداتی که از اردیبهشت به این سو وجود داشت، گردشگری تعطیل شده بود. متاسفانه با شروع جنگ، اتفاقات به سطح اعلا خود رسید؛ یعنی نه تنها گردشگری وارد ایران نشد بلکه تمام اتباع خارجی که برای بیزنس یا حتی دیپلماتهایی که در ایران بودند، کشور را ترک کردند؛ یعنی مطلقا گردشگر خارجی در کشور نداشتیم. البته ممکن است انگشت شمار افرادی به ضرورت یا به دلیل کارشان در ایران مانده باشند، اما سفری نکردند و گردشگر به معنای واقعی آن نداشتیم.»و ی ادامه داد: «پس از جنگ هم شرایط بدتر شد و توصیههای سفر به ایران تغییر کرده است. از این رو هیچ اخبار مثبتی به گوش اهالی گردشگری نمیرسد. صنف ما متضرر شده و میزان خسارت را به مسئولین و وزارت گردشگری اعلام کردهایم؛ چراکه ممکن است جنگ ۱۲ روز اعلام شده باشد، اما نمیتوانیم تبعات آن را برای حوزه گردشگری در حد ۱۲ روز مدنظر قرار دهیم. پیش از وقوع جنگ هم گردشگری تعطیل شده بود و اگر فرض را بر انجام مذاکره و رسیدن به توافق میان ایران و آمریکا بگذاریم، تا گردشگر بخواهد پایش را به کشور بگذارد دستکم یک سال زمان میبرد.»
حاجی سعید در توضیح جلسهای که با وزارت گردشگری داشته، عنوان کرد: «آنچه شخص آقای صالحی امیری اذعان داشتند و رییس جمهور هم تایید کردهاند، این است که در پیشبینی که برای جبران خسارت بخش خصوصی و آسیبدیدگان جنگ انجام میشود، بخش خدمات را باید جدیتر در نظر گرفت. به اذعان شخص رییس جمهور، خدمات بیشترین آسیب را دیده و از این بخش نیز گردشگری آسیبش به مراتب بیشتر بوده است. خوشبختانه با وزیر اقتصاد هم جلسهای داشتیم که مطالب مطرح و مطالبات تبیین شد.»
وی همچنین درباره تعداد راهنمایان گردشگری که شغل خود را از دست دادهاند، به اقتصاد ۲۴ گفت: «نزدیک به ۲ هزار نفر راهنمای گردشگر داریم که درآمدشان صرفا از طریق همین شغل است و درآمد جانبی دیگری ندارند. بنابر آمار بیمهای که ما داریم، از بین ۱۵، ۱۶ هزار راهنمای گردشگری که آموزش دیدهاند، ۲ هزار نفرشان فقط از همین راه درآمد کسب میکنند. وقتی در مورد تعداد صحبت میکنیم، منظور افرادی هستند که بیمهشان در سازمان تامین اجتماعی تحت عنوان راهنمایان گردشگری ثبت شده است و اگر جای دیگری شاغل باشند، امکان استفاده از بیمه راهنمایان را ندارد.»
این فعال حوزه گردشگری ادامه داد: «حدود ۲ هزار نفر بیمه شده راهنمای گردشگری داریم که تمام آنها بیکار شدهاند. البته شاید حدود ۳ هزار نفر دیگر هم از میان کسانی باشند که در حوزه گردشگری، نیمه فعال کار میکنند یا راهنمای گردشگری شغل دومشان است و آنها هم آسیب دیدهاند. اما از میان کسانی که نه بیمه بیکاری و نه شغل دیگری دارند، حدود ۲ هزار نفر بیکار شدهاند. راهنما اگر فعالیت داشته باشد حداقل ۳۰۰ تا ۴۰۰ میلیون تومان در سال درآمد دارد. حال حساب کنید این تعداد افراد و این مدت بیکاری که همچنان ادامه دارد، چه قدر ضرر میشود؟ اگر عدد حداقلی بگوییم ۲۰۰ میلیارد تومان خسارتی است که ماهانه وارد میشود. حال اگر یک ساله در نظر بگیریم، ۲ و نیم همت میزان خسارتی است که این قشر به دلیل بیکاری با آن مواجه شدهاند.»
جاسوس قلمداد کردن گردشگر، آدرس غلط دادن است
حاجی سعید همچنین در پاسخ به اینکه در صورت پایان قطعی جنگ، برای بازسازی اعتماد گردشگران خارجی جهت سفر به ایران چه اقداماتی باید انجام داد؟ گفت: «برای بازگرداندن گردشگران به کشور ما نیاز به یک صلح منطقهای داریم که باید تمام طرفهای دعوا در یک جایی این مسائل را کنار بگذارند و برای عادی شدن زیست مردم در خاورمیانه به هر طریقی که میسر است، آشتی کنند. الان ترکیه، قطر، امارات و دیگر کشورها دارند خسارت درگیری ایران و اسرائیل را میدهند. البته نه بدین معنا که ورود گردشگر به این کشورها صفر شده باشد ولی از عدم امنیت منطقه آسیب میبینند.راهکارهایی برای تضمین حضور گردشگر در کشور وجود دارد که در وهله اول ایجاد حس امنیت است. کسانی در یک سال گذشته به کشور آمدند ولی به واسطه افزایش تنشها، در میانه سفر خود ایران را ترک کردند؛ یعنی کسانی که شجاعت داشتند که به ایران سفر کنند هم به نوعی از سفر خود پشیمان شدند؛ بنابراین نباید درگیریها را دستکم گرفت.»
وی ضمن بیان اینکه بخشی از راهکارهای رونق ورود گردشگر به توافقات بینالمللی بازمیگردد، افزود: «اگر ما به توافقی مانند برجام دست پیدا کنیم، بسیاری از اتفاقاتی که رخ داده است، چند ماه بعد در ذهن مردم کمرنگ میشود و ظرف یک سال حرکت گردشگر به سوی ایران محقق میشود. هر چند که امیدها برای رسیدن به توافق کمرنگ است، اما مسئولان باید به هر طریقی که هست دنیا را با ما همسو کنند. اینکه همه اروپا در مقابل ایران باشند، اینکه آمریکا در حمله اسرائیل در مقابل ایران قرار گیرد و اینکه چین و روسیه پشت ایران را خالی کنند، یعنی عدم موفقیت در دکترین سیاست خارجه ایران. اگر در این مسائل بازنگری نشود، گردشگری که بخشی از اقتصاد کشور است احیا نخواهد شد.»