هر دو طرف این مذاکرات را «سازنده» توصیف کرده و آماده ورود به دور ششم گفتوگوها بودند. اما این روند دیپلماتیک با آغاز ناگهانی بمباران ایران متوقف شد. این نقطه عطف، در حالی که پیش از حملات مشترک اسرائیل و آمریکا کورسوی امیدی برای توافق وجود داشت، اکنون دو پرسش اساسی را بهمیان آورده است: ایران و آمریکا تا چه اندازه به دستیابی به توافق نزدیک شده بودند؟ و توافق احتمالی چه ساختار و محتوایی میتوانست داشته باشد؟نشانهها و اظهارنظرهای متعدد حکایت از آن دارد که دو طرف واقعاً به نقطهای حساس و نزدیک به توافق رسیده بودند؛ مسیری دیپلماتیک که میتوانست تضمین کند برنامه هستهای صلحآمیز ایران هرگز به سمت مقاصد نظامی منحرف نخواهد شد. با این حال، این مسیر امیدبخش به یکباره با تصمیم دونالد ترامپ و چراغ سبز او برای حمله نظامی مختل شد؛ اقدامی که اعتماد شکننده میان تهران و واشنگتن را در هم شکست و راه را برای دستیابی به توافقی تاریخی به مراتب دشوارتر کرد.رهبری تیم مذاکرهکننده ایران را عباس عراقچی، وزیر امور خارجه این کشور برعهده داشت. او در یادداشتی که اوایل ماه جاری در فایننشال تایمز منتشر شد، تأکید کرد ایران و آمریکا «در آستانه یک دستاورد تاریخی» قرار گرفته بودند. عراقچی با اشاره به روند مذاکرات نوشت: «در پنج دیدار طی نه هفته، من و استیو ویتکاف، نماینده ویژه آمریکا، بیش از آنچه در چهار سال مذاکره با دولت شکستخورده بایدن حاصل شد، پیشرفت کردیم.»عباس عراقچی در ادامه تأکید میکند که دو طرف «گفتوگوهایی مفصل و صریح» درباره «چندین پیشنهاد برای راهحل برد-برد» داشتند؛ پیشنهادهایی که هم از سوی ایران و آمریکا و هم با میانجیگری عمان روی میز قرار گرفته بود. فضای مذاکرات بهشدت امیدوارکننده بود.به گفته عراقچی، «همه چیز رو به بهبود میرفت و سیلی از پیامها میان طرفین رد و بدل میشد.» اما تنها ۴۸ ساعت پیش از دور ششم، که قرار بود سرنوشت مذاکرات را رقم بزند، اسرائیل بدون دلیل دست به حملهای گسترده علیه ایران زد.وزیر امور خارجه ایران تنها کسی نیست که معتقد است دو طرف به نقطه توافق نزدیک شده بودند. سید حسین موسویان، سفیر پیشین و مذاکرهکننده سابق هستهای ایران، نیز در همین خصوص تأکید میکند که به گفته منابع مطلع ایرانی، مذاکرات آنقدر پیش رفته بود که «عناصر کلیدی توافق میان ویتکاف و عراقچی عملاً مورد توافق قرار گرفته بود.»
توافق مورد بحث پنج محور کلیدی داشت:
الف - تهران با شفافیت حداکثری هستهای و بازرسیهای گسترده موافقت میکرد.ب - ایران متعهد میشد ذخایر اورانیوم ۶۰ درصدی خود را یا تبدیل کند یا صادر نماید (روسیه اعلام کرده بود آماده است مازاد اورانیوم غنیشده ایران را دریافت کرده و آن را به سوخت راکتور تبدیل کند)ج - ایران غنیسازی در سطوح بالا را متوقف میکرد و سقف غنیسازی آینده را بر ۳.۶۷ درصد، مطابق نیاز یک برنامه هستهای غیرنظامی محدود میساخت.د - ایران برای رفع همه ابهامات فنی باقیمانده، همکاری کامل با آژانس بینالمللی انرژی اتمی را میپذیرفت.
و - ایران حق برخورداری از برنامه هستهای غیرنظامی را حفظ میکرد و آمریکا نیز تمامی تحریمهای مرتبط هستهای را لغو مینمود.
چنین توافقی میتوانست ضمن تثبیت خواسته ایران برای حفظ حق غنیسازی غیرنظامی، نگرانی آمریکا را نسبت به جلوگیری از دسترسی ایران به برنامه تسلیحاتی برطرف سازد و همزمان با فراهم کردن نظارت بینالمللی مؤثر، تضمین کند که تهران به تعهدات خود پایبند خواهد ماند.
اما این تنها گزینه مطرحشده در مذاکرات نبود. ایران نسبت به ایده تشکیل یک کنسرسیوم هستهای بینالمللی نیز نگاه مثبتی داشت. بر اساس این طرح، فرآیند غنیسازی اورانیوم میان چند کشور عضو تقسیم میشد تا هیچ کشوری به تنهایی کنترل کامل یا خارج از نظارت بر برنامه را در اختیار نداشته باشد.