باید گفت که تعطیلات اجباری ناشی از بحران انرژی، حتی در اقتصادهای پیشرفته، میتواند تولید، اشتغال و ثبات اجتماعی را به خطر بیندازد. حسین سلاح ورزی اخیراً در یادداشتی نوشت: «برآوردهای مرکز پژوهشهای اتاق بازرگانی نشان میدهد هر روز تعطیلی سراسری، ۷،۰۰۰ میلیارد تومان (حدود ۱۰۰ میلیون دلار) به اقتصاد زیان میرساند. در تابستان امسال، تعطیلیهای متعدد در ۲۳ استان به دلیل کمبود برق، تولید در صنایع کلیدی مانند فولاد، سیمان و پتروشیمی را تا ۳۰درصد کاهش داد.»بر اساس آمارهای رسمی، ایران با بیش از ۲۵ روز تعطیلی رسمی در سال، نسبتا تعطیلات زیادی را تجربه میکند. این رقم در کنار تعطیلیهای ناگهانی ناشی از تصمیمات ستاد بحران، و همچنین تعصیلات مناسبتی، عملاً بخش بزرگی از تقویم سالانه را به روزهای غیرکاری تبدیل میکند. اما این تعطیلیها فقط روی تقویم نمیمانند؛ اثرات آنها بر اقتصاد، خدمات عمومی، آموزش و حتی سلامت روان جامعه قابل توجه است.
تعطیلیها و تولید ناخالص داخلی
برآورد خسارت تعطیلیهای مکرر بر تولید ناخالص داخلی (GDP) یکی از مهمترین شاخصهایی است که اقتصاددانان بر آن تاکید میکنند. برای کشوری که درگیر تحریمهای بینالمللی، تورم بالا و رکود اقتصادی مزمن است، این خسارتهای میتواند کمرشکن باشد.در اقتصادهای توسعهیافته، برنامهریزی برای تعطیلیها با توجه به توان تولیدی کشور انجام میشود و تلاش میشود تا میزان تعطیلات به نحوی تنظیم شود که آسیبی به رشد اقتصادی وارد نکند. البته در ایران، تصمیمات آنی و بدون در نظر گرفتن هزینههای پنهان تعطیلیها، باعث میشود چرخهای تولید بارها و بارها متوقف شوند. کارخانهها، واحدهای صنعتی، کارگاههای کوچک و حتی صنوف خدماتی در زمان تعطیلی نهتنها درآمد ندارند بلکه برخی از هزینههای ثابت خود را همچنان باید پرداخت کنند
هزینههای اجتماعی تعطیلیهای غیرمترقبه
تعطیلیهای ناگهانی و بیبرنامه، بهویژه در کلانشهرهایی مانند تهران، باعث ایجاد سردرگمی در برنامهریزی خانوارها، آموزش و سیستمهای حملونقل میشود. به عنوان مثال، اعلام تعطیلی در ساعات پایانی شب باعث میشود والدینی که شاغل هستند، در لحظه آخر با مسئله نگهداری از فرزندان خود در خانه مواجه شوند. این موضوع بهویژه برای مادران شاغل یا خانوادههایی که دسترسی به کمک خانوادگی ندارند، تبدیل به یک معضل جدی میشود.
در کنار اینها، تصمیمهای ناگهانی باعث کاهش اعتماد عمومی به نظام تصمیمگیری نیز میشود. وقتی تعطیلیها بدون چارچوب مشخص، بدون اطلاعرسانی بهموقع و بدون شفافسازی دلایل اعلام میشود، جامعه احساس بیثباتی و بینظمی میکند.
تعطیلی و آسیب به آموزش و پرورش
نظام آموزشی کشور شاید بیش از هر بخش دیگری از تعطیلیهای مکرر آسیب ببیند. در سالهای اخیر، مدارس در پی آلودگی هوا، کرونا، سرمای شدید، گرمای شدید و حتی کمبود سوخت بارها و بارها تعطیل شدند. البته در چنین شرایطی استفاده از آموزش مجازی یا راهحلهای جایگزین میتواند نسبتاً کمک کننده باشد. با اینحال همچنان تاثیر خود را بر افت تحصیلی دانشآموزان خواهد داشت.این موضوع به افت تحصیلی، افزایش فاصله آموزشی میان شهر و روستا، و حتی ترک تحصیل در مناطق محروم دامن زده است. کارشناسان آموزشی هشدار میدهند که نسل آینده در نتیجه همین تعطیلیهای غیرقابل پیشبینی، از نظر کیفیت آموزش با چالشهای جدی مواجه خواهد بود.
ادارات دولتی، بانکها و سازمانهای خدماترسان عمومی با تعطیلیهای پیدرپی دچار اختلال جدی میشوند. در روزهای کاری میان دو تعطیلی، پدیدهای به نام «بینالتعطیلی» شکل میگیرد که عملاً راندمان کارمندان کاهش مییابد و مراجعات مردم به بنبست میخورد. در چنین روزهایی، بسیاری از کارمندان با استفاده از مرخصی، عملاً خود را به تعطیلات طولانی میبرند، در حالی که سیستم کاری به حالت نیمهفعال درمیآید.
برای بخش خصوصی نیز این وضعیت نامطلوب است. قراردادهای مالی، ارتباط با بانکها، مکاتبات اداری و فرآیندهای حقوقی و قضایی همگی با کندی مواجه میشوند. بسیاری از فعالان اقتصادی معتقدند که نظام اداری ایران بهقدری درگیر تعطیلیها و کندیهای ناشی از آن است که رقابتپذیری اقتصاد را در منطقه و جهان کاهش داده است.
انرژی، بحران و تعطیلی؛ دور باطل اقتصاد ایران
یکی از جدیدترین دلایل تعطیلی در ایران، بحرانهای زیستمحیطی از جمله قطعی برق و آب، بحران انرژی، آلودگی هوا و گرمای شدید است. در تابستان ۱۴۰۳، چندین استان به دلیل افزایش دمای هوا به بالای ۵۰ درجه، تعطیل اعلام شدند و امسال تابستان نیز همین روند را شاهد بودیم تا بار مصرف برق و فشار بر شبکه کاهش یابد. اما واقعیت آن است که این تعطیلیها صرفاً یک مُسکن موقت برای بحران انرژی هستند.بهجای تعطیلیهای مکرر، کارشناسان انرژی پیشنهاد میدهند که سیاستهایی مانند تغییر ساعات کاری، بهبود زیرساختهای سرمایشی و سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر پیگیری شود. تعطیلی، فقط راهحلی فوری و کوتاهمدت است که در بلندمدت حتی مصرف انرژی را به تعویق میاندازد و در روزهای بعد با شدت بیشتری خود را نشان میدهد. در واقع از آنجا که مدیریت انرژی و منابع کشور سالها مغفول مانده و حالا که تبدیل به بحرانی جدی شده عملاً چارهای جز تعطیلی و قرار گرفتن در دور باطل باقی نمیماند.