ویدئوی نحوه پاسخگویی علیاکبر صالحی، رئیس سابق سازمان انرژی اتمی به این سئوال که «فکر میکنید دوباره جنگ میشود؟» در فضای مجازی به شدت وایرال شده است.
در کلیپ کوتاهی که بسیار دیده شد صالحی واکنشی عجیب نشان میدهد که حاکی از این است که نمیخواهد یا نمیتواند به این سئوال پاسخ دهد؛ اما برخی سایتها و کانالهای خبری ویدئویی طولانیتر از این مصاحبه را گذاشتهاند که نشان میدهد خبرنگار اصرار میکند و صالحی هم در ادامه سعی میکند پاسخی به این سئوال بدهد. این ویدئوی کاملتر البته نمیگوید که منظور صالحی از آن واکنش اولیه چه بود و همچنین معنای این را ندارد که ویدئوی کوتاه اولیه تقطیع شده است. واکنش صالحی، واکنشی اصیل بامعنا و غیرقابل انکار است و توضیحات بعدی او نیز چیزی از اعتبار آن کم نمیکند. در واقع علیاکبر صالحی با همان واکنش اولیه جواب این سئوال را داده است و توضیحات بعدیاش چندان اهمیتی ندارد؛ اما معنای آن پاسخ ظاهرا عجیب علیاکبر صالحی به سئوال آن چه بوده است؟
برای پاسخ به این سئوال اول، دو توضیح کوتاه لازم و ضروری است:
۱- پیشرفت علم رسانه، سالهاست که در مصاحبه و گفتوگوهای خبری، دیگر تنها متن گفتهها نیست که اهمیت دارد، بلکه گاهی مهمتر از آنچه بیان شده است، نحوه واکنش و بیان مطلب، یا در دیدگاهی وسیعتر «زبان بدن» مصاحبه شونده است که بیان کننده ناگفتههایی است که گاهی از گفتهها مهمتر است.
مثلا توجه بر حرکات دست افراد یا نحوه قرار گرفتن دستها در هنگام پاسخگویی به برخی سئوالات گاهی چنان مهم است که دوربینها گاه به جای زوم کردن بر چهره افراد بر دستهایشان زوم میشود. در واقع واکنشهای ناخودآگاه افراد گاهی اصیلتر و معنادارتر از آن چیزی است که میگویند. اگر افراد سعی میکنند حسابشده و فیلترشده سخن بگویند اما در زبان بدن چنین تسلطی به مراتب کمتر است. رفتار صالحی در ویدیوی مورد نظر را هم باید از این مقوله دانست.
۲- در نظریههای نقد مدرن، هر کلام یا واکنشی را باید در بافت (context) ویژهاش تحلیل و معنا کرد. به عبارت کاملتر هر متنی فقط با ملاحظه بافتی که در آن شکل گرفته باید معنا شود. کلیپها و ویدیوهای کوتاهی که از یک مصاحبه مفصل گرفته میشود نیز شامل این گزاره میشوند. گاهی روند یک مصاحبه و پیشینه یک بحث، گفتگو یا سخن، باعث شکلگیری روندی میشود که نهایتا به واکنش یا تعبیری خاص منتهی میشود. توجه نکردن به این مقولات که در واقع بافت آن ویدیو محسوب میشود میتواند باعث سوءتعبیر و برداشت اشتباه از معنای آن شود. حالا با عنایت به این دو نکته میتوان تحلیلی دقیقتر از ویدیوی پخش شده از مصاحبه علیاکبر صالحی داشت. این بخش از مصاحبه صالحی مربوط به پایان یک گفتوگوی مفصل و بیش از دو ساعته با اوست. در طول این گفتوگو درباره مسائل مختلف بحث شده است و یک خبرنگار حرفهای باید بداند که در فرصتهای پایانی یک مصاحبه، فقط جای سئوالاتی است که پاسخهای کوتاه و یککلمهای دارند. مصاحبه کننده (محمدحسین رنجبران) علیرغم این که سالها خبرنگار صداوسیما بوده، بعد از بیش از دو ساعت گفتوگو با علیاکبر صالحی سئوالی را پرسیده است «فکر میکنید دوباره جنگ میشود؟» که سئوالی کلی و دارای ابعاد مختلف است و پاسخی چندوجهی و مفصل را میطلبد. بدیهی است که پاسخگویی با یک «بله» یا «خیر» به این سئوال چندان عقلانی نیست. خبرنگاران حرفهای میدانند که این گونه سئوالها مناسب آغاز یک مصاحبه است؛ زمانی که مصاحبهکننده میخواهد فضای فکری گستردهای را در مقابل خویش بگشاید تا بتواند مجموعهای از سئوالات بالقوه و چالشی را به دست آورد؛ اما طرح این سئوال در پایان یک مصاحبه دو ساعته عدم تسلط مصاحبهکننده را میرساند. واکنش علیاکبر صالحی، واکنشی طبیعی به این رفتار غیرحرفهای است. اولین واکنش (باد کردن صورت و پوووف بلند او) واکنشی منطقی است در زمانی که بعد از یک گفتوگوی دوساعته و نیمه، حالا با سئوالی روبهرو میشوید که حداقل نیم ساعت پاسخ دارد! ادب مانع از اعتراض به این رفتار کاملا آماتور خبرنگار است ولی زبان بدن، این اعتراض کاملا بجا را بیان میکند. با این حال در فاصله کوتاهی، علی اکبر صالحی با هوش خود، پاسخ کلامی مناسب با این نحوه مصاحبه غیرحرفهای را هم پیدا میکند و با گفتن عبارت «والسلام علیکم و رحمهالله» به خبرنگار میفهماند که مصاحبه پایان یافته و جای چنین سئوالهای مفصل اصلا اینجا نیست. در واقع این پیام کلامی ربطی به سئوال ندارد و پاسخ به «فکر میکنید دوباره جنگ میشود؟» نیست، بلکه پاسخ به رفتار غیرحرفهای خبرنگار است و حامل این معنا که «شاید بهتر بود با خبرنگاری حرفهای گفتوگو میکردم»!